یه وبلاگ توووووووووووپ ایرانی |
در وبلاگ ما رونق اگر نیست صفا هست×××××جانا تو بیا و رونق این وبلاگ ما شو |
سلام به همه عزیزانی که لطف کردن به وبلاگ من اومدن به خصوص اون عزیزانی که همیشه به وبلاگ من میان و منو با نظرات زیباشون شرمنده میکنن از همتون ممنونم
راستش چون دیروز (جمعه 4 /5 /87 ) امتحان کنکور داشتم این پست رو گذاشتم البته چندان به کنکور ربطی نداره ولی به بعد کنکور و دانشگاه چرا
![]() 1 ساعت قبل از امتحان
راستی یه سوال فنی : شما میدونین چرا آبمیوه رو از کنکور حذف کردن ؟ چون خیلی ها به امید همون کیک و آبمیوه میرفتن کنکور ( من جزو اونا نیستما +نوشته شده درسه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:15 توسط دی جی جواد | اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟»
خدایی اگه حال کردی نا مردیه یه نظر ندی؟
منبع:http://www.ftatu.blogfa.com/ +نوشته شده دریکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 16:57 توسط دی جی جواد | دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد . این دختره یه دوست پسری داشت که عاشقه او بود. دختره همیشه می گفت: اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با او می موندم یه روز یکی پیدا شد که به اون دختر چشماشو بده. وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش ......
+نوشته شده دریکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 16:7 توسط دی جی جواد | فکر کن با شروع هر روز مبلغ ۸۶۴۰۰ تومان به حساب بانکی ات واریز شود و تو وظیفه داشته باشی تا پایان روز هر طور که بخواهی آن را خرج کنی,طوری که در پایان روز حسابت صفر شود و روز دیگر و مبلغی دیگر و . . . اکنون با توجه به این مثال به این نکته توجه کن که هر روز ۸۶۴۰۰ ثانیه است و همواره در آغاز هر روز این ثانیه ها در اختیار توست و تو میتوانی هر طور که بخواهی آنها را پشت سر بگذاری,راستی با این ثانیه ها چه می کنی؟ +نوشته شده درجمعه دهم خرداد 1387ساعت 20:24 توسط دی جی جواد | آقای کشیش در کلیسا به محل وعظ و خطابه رفته و به حاضرین می گوید : - بحث امروز ما دربارۀ دروغ است . هفتۀ گذشته من ازشما تقاضا کرده بودم که در منزل فصل هفدهم انجیل که دربارۀ دروغ نوشته شده است را بخوانید . حال اگر درمیان شما کسی هست که آن را نخوانده باشد دست خود را بلند کند. ولی هیچ کس حرکتی نکرد. دراین موقع کشیش خنده ای کرده و گفت : - عزیزان من ، حال به تأثیر وعظ درشما پی می برم چون انجیل فصل هفدهم ندارد ! +نوشته شده درسه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 20:39 توسط دی جی جواد | موسي مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهير آلماني، انساني زشت و عجيب الخلقه بود. قدي بسيار كوتاه و قوزي بد شكل بر پشت داشت . موسي روزي در هامبورگ با تاجري آشنا شد كه دختري بسيار دوست داشتني به نام فرومتژه داشت. موسي در كمال نااميدي، عاشق آن دختر شد، ولي فرمتژه از ظاهر و هيكل از شكل افتاده او منزجر بود . زماني كه قرار شد موسي به شهر خود بازگردد، آخرين شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرين فرصت براي گفتگو با او استفاده كند. دختر حقيقتاً از زيبايي به فرشته ها شباهت داشت، ولي ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسي از اندوه به درد آمد. موسي پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساري پرسيد : - آيا مي دانيد كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته مي شود؟ دختر در حالي كه هنوز به كف اتاق نگاه مي كرد گفت : - بله، شما چه عقيده اي داريد؟ - من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسري مقرر مي كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامي كه من به دنيا آمدم، عروس آينده ام را به من نشان دادند، ولي خداوند به من گفت : »همسر تو گوژپشت خواهد بود .« درست همان جا و همان موقع من از ته دل فرياد برآوردم و گفتم: «اوه خداوندا! گوژپشت بودن براي يك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چي زيبايي است به او عطا كن .« فرومتژه سرش را بلند كرد و خيره به او نگريست و از تصور چنين واقعه اي بر خود لرزيد . او سالهاي سال همسر فداكار موسي مندلسون بود.
+نوشته شده درسه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 20:21 توسط دی جی جواد | به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ، موندو همدمو مونسم شد. +نوشته شده درسه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 20:17 توسط دی جی جواد | - الو سلام..ببخشيد... +نوشته شده درسه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 20:16 توسط دی جی جواد | يک چت متفاوت یه جایی دیدم ... گفتم جالبه بزارمش شما هم بخونین. يک روز دو فرشته اي که اعمال روزانه رو ثبت ميکنند، حرفشون شد . فرشته گناه نويس گفت: آقا، من يکي کم آوردم ديگه همين حالا ميرم انتقالي بگيرم، برم يه جاي ديگه...
+نوشته شده درچهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:7 توسط دی جی جواد | چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»..... استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند.... آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند..... سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: +نوشته شده دریکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:30 توسط دی جی جواد | فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلوی شماست میوه مورد علاقه تان را بردارید ولی دقت کنید! ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است. +نوشته شده درچهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:37 توسط دی جی جواد |
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد» خدا لبخندي زد و پاسخ داد: « زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟» من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟» خدا جواب داد.... « اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند» «اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند» «اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند» «اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند» دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت.... سپس من سؤال كردم: «به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟» خدا پاسخ داد: « اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند» « اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند» «اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند» « اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند» « ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است» « اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند» « اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند» « اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند» باافتادگي خطاب به خدا گفتم: « از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم» و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟» خدا لبخندي زد و گفت... «فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»
+نوشته شده درچهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:11 توسط دی جی جواد | یه مطلب جالب در یکی از سایت ها خوندم که گفتم شما هم استفاده کنید خاکستري: خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي. قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود. +نوشته شده درشنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:2 توسط دی جی جواد | بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!
با تبريک سال نو
سلامتي يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
دنيا را برايتان شاد شاد
><(((> اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:30 توسط دی جی جواد |
+نوشته شده دردوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 21:28 توسط دی جی جواد |
+نوشته شده دردوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 21:28 توسط دی جی جواد |
+نوشته شده دردوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 21:27 توسط دی جی جواد |
سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. +نوشته شده درشنبه چهارم اسفند 1386ساعت 21:35 توسط دی جی جواد | قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است
شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی
آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من همه زندگی فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بیام ولی خودم می خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتی هم که دیگه نباشی منم میرم زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان میگذرد... آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها می نهادم اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله محبت پدید آید اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد
نميگم دوستت دارم
احمدی نژاد گفته با برنامه ریزی های انجام شده انشاالله همه ایرانیان به زودی تحت پوشش کمیته امداد قرار می گیرند
حیف تو که تو ی این مملکت موندی
3 ستاره دوست دارم 1ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه 1ستاره پر امید واسه هر کس که تو را دید 1ستاره پر رویا که قشنگه با تو دنیا 3 -
فتوای جدید مراجع: به دلیل سرمای بی سابقه و کمبود گاز ، هر آغوش گرمی حلال است !
تركه ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشالا هيچوقت از بيمهتون استفاده نكنيد، تركه هم ميگه ايشالا تو هم از اين پوله خير نبينی!
صبح که در پنچره مون وا میشه
خیلی خیلی دلم درد می کنه !
ترکه توی جبهه بی سیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیایید ببرید ! میگن : چرا خودت نمیاری؟ میگه : نه شما بیایید اینا نمیزارن که من بیام !
ما آدمها بیشترین پولها رو واسه خرید لباس می دیم ، ولی بیشترین لذت رو بدون لباس می بریم !
با شرکت در این طرح و پرداخت ۱۰۰ هزار تومان ، هر گهی که می خواهید بخورید !!
ایرانسل : مشترک گرامی موجودی حساب شما رو به پایان نیست ، ولی خفمون کردی ، چه قدر اس ام اس میدی ؟! چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم ؟
نميگم دوستت دارم
بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري +نوشته شده درچهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:51 توسط دی جی جواد | چقدر عجيبه ...! +نوشته شده درچهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:42 توسط دی جی جواد | مدرسه ما : پایگاه جهنمی +نوشته شده درچهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:34 توسط دی جی جواد | آن روز خواهد آمد
تا حالا شده به هر دری زده باشید که وضع زندگی خودتون رو بهتر کنید يا اينكه مسئله اي براتون پيش اومده و سعي كنيد اون رو حل كنيد ؛ روشهاي زيادي رو امتحان ميكنيد ، چند تا كتاب مي خونيد ، از جمله هاي تاكيدي استفاده مي كنيد، سعي مي كنيد باورتون رو درست كنيد،از تصوير سازي ذهني استفاده مي كنيد و ..... ولي هيچ تغييري نمي بينيد . اون موقع است كه با خودتون فكر مي كنيد كه اصلاً ميشه تغييري ايجاد كرد يا تقدير من اين است كه همين جوري زندگي كنم و بايد بسوزم و بسازم .
ترديدهايمان خائنيني هستند كه با نصايح خود ما را از اهدافمان باز مي دارند در حالي كه تصميمي راسخ و شروعي بموقع ، فتح و پيروزي را نصيبمان مي سازد. وقتي شما شروع به شستن يك ظرف كثيف مي كنيد، ابتدا به نظر مي رسه كه ظرف داره كثيف تر ميشه ولي اين فقط به خاطر اينه كه آلودگيها از جاي خودشون كنده ميشوند و به سطح ميان و وقتي شما به شستن ادامه بديد ، آلودگيها از بين مي روند و ظرف تميز ميشه . پيش از سحر تاريك است اما تاكنون نشده كه آفتاب طلوع نكند . به سحر اعتماد كنيد . يه روزي يه جايي يه جوري يه كسي يه چيزي صبر داشته باش صبر داشته باش آن روز خواهد آمد +نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 21:39 توسط دی جی جواد | دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست . هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد . ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد : - چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟ مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است . ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم . خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد . اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني . هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .
به ياد داشته باش : به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ، به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است . +نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 21:38 توسط دی جی جواد | valentine
گاو و الاغ و اردك ، كبریت و گاز و فندك ، جوجه و مرغ و لك لك ، ولنتاینت مبارك |